على كريمى جهرمى
29
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى )
عبد الكريم رسيد - و شايد به وسيلهء مرحوم آقا ميرزا هدايت اللّه وحيد به ايشان رسيده بود - آقاى حاج شيخ به حجرهء من آمدند و فرمودند : اگر از رؤياهاى صادقه باشد بايد پشت خود را براى چماق آماده كرد - زيرا موقع روى كار آمدن پهلوى بود و بعد هم او مسلط بر امور گرديد . نيز چندين بار اين داستان شگفتانگيز را از معظم له شنيديم : يكى از علماء ساوه به حضور مرحوم آقاى حائرى آمده و در ضمن صحبت گفتند كه من مردم ساوه را از تقليد آقاى مامقانى به شما برگرداندم تا اينرا گفت مرحوم آقاى حاج شيخ ناراحت شدند و فرمودند چرا چنين كردى مگر وزن كرده بودى كه علم من از ايشان بيشتر است ؟ سبحان اللّه از عظمت روح و كرامت نفس و انديشه متعالى و نظر والاى آن مرد يگانه . اگر اندكى هوا و هوس در وجود اين مرد بزرگ بود آن اقا را به انحاء و صورتهاى مختلفه تشويف مىكرد و او را بر اين عمل و فداكارى ظاهرى مىستود ولى گوهر وجود پاك ان بزرگوار خالى از هرگونه انديشه غير خدائى بوده و از اينرو به جاى تشكّر و تشويق ، نفرت خود را از اين عمل ابراز نموده و اظهار ناراحتى مىكنند . و نيز نقل مىفرمودند كه زنى بدكاره در زمان ايشان به حضورشان آمده و توبه كرد و ضمنا مبلغ بسيار زيادى را كه از طريق نامشروع تحصيل كرده بوده تقديم حضورشان كرد آن بزرگوار فرمودند : نه ، من وجه تو را قبول نمىكنم اگر مىخواهى ببر به نجب و خدمت آقاى سيد ابو الحسن اصفهانى تقديم كن و جريان را هم به ايشان مگو و شرح نده كه از چه طريقى اين مبلغ را به دست آوردهاى . و فرمودند كه من اين مبلغ را برنمىدارم كه بگويند زنى بدكاره مىآيد و برايشان پول مى آورد و آنان مىپذيرند و پول را قبول مىكنند كه اين وهن روحانيت است . « 1 »
--> ( 1 ) در بعضى از كتب اين قضيه نقل شده و نوشتهاند : تاجرى بود كه پول زيادى از مسير نامشروع به دست آورده بود . . . . ليكن نگارنده چون قبلا جريان را به همان نحون كه نوشتيم از ايشان شنيده بودم براى مزيد اطمينان از شخص خودشان سؤال كردم آقا فرمودند : نه تاجر نبود بلكه زنى بود كه عمل نامشروع داشته است .